تبليغاتX
.*.*.*رز سپید*.*.* اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات

.*.*.*رز سپید*.*.*

هر دو از سر کار اومدیم خونه

 رفت پای تلوزیون

مثل همیشه رفتم خودمو توی بغلش چپوندم

داشت تلوزیون نگاه می کرد

شروع کردم به حرف زدن

گفت : "هیس" و به تلوزیون خیره شد

نگاه کردم دیدم تلوزیون داره تبلیغ نشون میده

تبلیغایی که تا حالا صد بار نشون داده...

پا شدم رفتم تو اتاق تنها خوابیدم...

(شاپرک قصه ها)

نوشته شده در دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 0 توسط پرنیان دختر کورش بزرگ| |